هفت رنگ است به ز هفت اورنگ

نيــست بالاتــر از سيــاهي رنگ

هفت روز هفته

رنگها, ستارگان و معاني رمزي و عرفاني آنها يکي از پنج گنج حکيم نظامي گنجوي مثنوي (هفت پيکر) يا هفت گنبد است که بر گرد ماجراهاي بهرام گور مي گردد. از آن ماجراهاي شيرين يکي اين است که بهرام هفت عروس از پادشاهان هفت اقليم به خانه مي آورد و مهندسي شيده نام و خورشيد راي هفت عمارت بديع با هفت گنبد رنگين به رنگهاي سيارگان هفتگانه براي او بنا مي کند و بهرام آن عروسان نوخاسته را هر يک به تناسب رنگ رخسار در يکي از آن هفت گنبد مي نشاند و هر روز هفته را که نزد پيشينيان هر يک به سياره اي تعلق دارد با يکي از آن نو عروسان به عيش و نشاط مي گذراند.

روز شنبه منسوب به ستاره کيوان (يا زحل) و رنگش سياه است. روز يکشنبه از آن خورشيد است و رنگ زرد و زرين است. دوشنبه روز ماه است که رنگ اصليش را سبز مي دانستند. سه شنبه روز بهرام يا مريخ است که جامه سرخ بر تن دارد. چهارشنبه روز سود و سودا و دکان و بازار است و به عطارد(يا تير), که دبير آسمان است و رنگش فيروزه است, تعلق دارد. پنجشنبه روز سعادت و منسوب به مشتري است و رنگ آن صندل گون است و روز جمعه از آن زهره خنياگر است که چون الماس به رنگ سفيد در آسمان مي درخشد.

بدين سان اين هفت گنبد از سياه تا سفيد همه رنگها و از کيوان تا زهره همه سيارگان و از شنبه تا جمعه همه زمان ها را در بر مي گيرند و به زبان رمز تمامي قصه آفرينش را از سياه که رمزي از اسم باطن يا مقام ذات الهي و خلوت ابدي شاهد هستي با خويش است چنان که شيخ محمود شبستري گفت:

سياهي گر ببيني نور ذات است به تاريکي درون آب حيات است

تا سفيد که ظهور کامل همه رنگ ها و تجلي اسم ظاهر از اسماي حسناي الهي است, باز مي گويند: سياه همه رنگها را در خود نهفته است و هيچيک را باز نمي تابد, از اين رو رمز سکوت مطلق و مقام لا اسم و لا رسم يا عنقاي مغرب ( شهريار در پرده) و امثال اين گونه تعبيرات است و سفيد همه رنگها را باز مي تابد و چون روز همه را آشکار مي کند و رمز جمال الهي است که نور آسمان و زمين است و به هر طرف رو کنند چهره اوست.

رنگها و ستارگان روزهاي هفته در فرهنگ غرب نيز کم و بيش با آنچه نظامي در هفت پيکر آورده هم آهنگ است. از جمله در زبان انگليسي شنبه را Saturday گويند يعني روز زحل و رنگ آن به همين مناسبت سياه است زيرا رنگ زحل در آسمان کمي به سياهي مي زند.

در اساطير يونان زحل که نامش Chronos يعني زمان است, پدر خدايان يوناني است که فرزندانش ژوپيتر و ديگران او را از آسمان راندند و او به زمين آمد در روم (ايتاليا) مهمان پادشاهي به نام ژانوس شد و هزار سال نزد او زيست و در اين هزار سال که دوران طلايي ناميده شده است به يمن قدوم زحل, مرگ, و بيماري و پيري و زشتي و قحطي و غيره وجود نداشت و پيوسته همه چيز بر وفق مراد بود و هنوز در ايتاليا جشني بر پا مي شود به نام Satunalia يعني جشن زحل و نام ژانويه از همان ژانوس گرفته شده است.

روز يکشنبه را Sunday مي گويند يعني روز خورشيد و با آنکه اکنون تعطيل است اما در فرهنگهاي انگليسي از آن به عنوان روز اول هفته ياد مي کنند, چنانچه ما نيز در فارسي (يک) شنبه مي گوييم. گويي شنبه شماره صفر هفته است که هنوز آفرينش شروع نشده و با طلوع خورشيد که همان تجلي نور الهي است آفرينش در روز يکشنبه آغاز شده و روز يکشنبه اولين روز آفرينش و همچنين اولين روز هفته است.

روز دوشنبه را Monday گويند که منسوب به ماه و رنگ آن سبز است زيرا در هيات قديم رنگ اصلي ماه را سبز مي دانستند و در زبان انگليسي نيز چنين است که رنگ ماه سبز است و گاهي از آن به حسادت ياد مي کنند و رنگ غول حسادت نيز سبز است. و در زبان انگليسي اصطلاح Green with envy بمعني سبز شده از حسادت, رايج است. اين روز به زن تعلق دارد زيرا ماه زن است و ارتباط ويژهاي با زنان دارد از جمله آنکه مظهر نور الهي است و در غيبت خورشيد رسالت او رساندن نور خورشيد به جهان است و زن به علت بلندي مقام و اينکه نگاهش به سوي خورشيد است اين رسالت را مي تواند انجام دهد.

روز سه شنبه را Tuesday گويند يعني روز Tues که نام يکي از خدايان است معادل با مارس يا مريخ و رنگ آن قرمز است. اين روز به مردان تعلق دارد که عاشقند و سرخ رنگ عشق است و روز قرباني و جان فشاني در راه معشوق.

چهارشنبه را Wednesday گويند که روز Oden يکي ديگر از خدايان اساطيري است که آن نيز برابر با Mercury يعني عطارد است و رنگ آن فيروزه اي است و روز تجارت و سود و سودا است. از همين لغت کلمه Merchant به معني بازرگان و Mercantile به معني تجاري آمده است يعني مربوط به مرکوري يا عطارد که دبير فلک است و دانش دنيوي نزد اوست.

روز پنجشنبه را Thursday خوانند يعني روز متعلق به Thor که باز از خدايان ژرمني است و معادل با ژوپيتر يا زئوس در فرهنگ روم و يونان و معادل مشتري يا برجيس در فرهنگ ماست و روز سعادت است.

پنجشنبه که هست روزي خوب در سعادت به مشتري منسوب(هفت پيکر)

و بالاخره روز جمعه يا آدينه را Friday گويند که بعضي گفته اند به معني روز آسايش و رهايي از کار و فعاليت است و بعضي گفته اند روز درخشندگي و سپيدي است و متعلق به ستاره زهره يا ونوس يا آفروديت است که رنگش در آسمان به سپيدي مي زند.

اگر ما نيز چون بهرام هفت روز هفته را در صحبت يکي از هفت عروس هفت اقليم هنر يعني شعر, نمايشنامه, موسيقي, نقاشي, معماري, مجسمه سازي و سينما که هنر هفتم ناميده شده است بگذرانيم و حکايتي از او بشنويم و به تعبير ديگر هر روز هفته را با يکي از تجليات جمال و جلال الهي سر کنيم همه روزها مبارک و روز اقبال و سعادت خواهد بود.

حسين محي الدين الهي قمشه اي