باتو، دریا با من مهربانی می کند

باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند

باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند

باتو، من با بهار می رویم

باتو، من در عطر یاس ها پخش می شوم

باتو، من در شیره ی هر نبات میجوشم

باتو، من در هر شکوفه می شکفم

 

نه تو را می‌شود نزد فریاد، نه تو را با بقیه قسمت کرد**

بی‌سبب نیست مثل هر رازی تو به چشمم شگرف می‌آیی**

 

بی تو هرچند سخت می‌گذرد این زمستان سرد و طولانی

دیر یا زود -مطمئن هستم- ناگهان مثل برف می‌آیی