مرا حوالی این یادها رها مکن

مرا حوالی این یادها رها مکن ....
مرا با هوهوی باد و لرزش این درختان رها مکن
حالا که دیگر مثل قدیم
بیدها مجنون نیستند
حتی آدمیان نیز زیر بار آهن و سیمان
عاشقی از یادشان رفته است
و هیچکس نمی پرسد
اینهمه چراغ
اینهمه افسون برای چیست ..؟؟
اصلا چه رابطه ای میان خیال باد و روییدن آسمانخراش است ؟
چه رابطه ای میان تبسم و سیمان است ؟
مرا حوالی این یادها رها مکن ....
که اثری از سوز ستاره و زخم تازه نیست
که همه دردها از بیدردی است !!
و علاج حتی آتش نیست
بگمانم آتشهای این روزگار را
فقط دودی است
و نه هرمی گدازنده
که بسوزاند هجوم اینهمه دلهای سرد
اینهمه چشمان بی رویا
که از پس هر دیوار
به خاطره خیابان سرک می کشند
مرا حوالی این یادها رها مکن
+ نوشته شده در چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۶:۲۷ ب.ظ توسط دختر باران
|