مرا حوالی این یادها رها مکن ....

مرا با هوهوی باد و لرزش این درختان رها مکن

حالا که دیگر مثل قدیم

بیدها مجنون نیستند

حتی آدمیان نیز زیر بار آهن و سیمان

عاشقی از یادشان رفته است

و هیچکس نمی پرسد

اینهمه چراغ

اینهمه افسون برای چیست ..؟؟

اصلا چه رابطه ای میان خیال باد و روییدن آسمانخراش است ؟

چه رابطه ای میان تبسم و سیمان است ؟

مرا حوالی این یادها رها مکن ....

که اثری از سوز ستاره و زخم تازه نیست

که همه دردها از بیدردی است !!

و علاج حتی آتش نیست

بگمانم آتشهای این روزگار را

فقط دودی است

و نه هرمی گدازنده

که بسوزاند هجوم اینهمه دلهای سرد

اینهمه چشمان بی رویا

که از پس هر دیوار

به خاطره خیابان سرک می کشند

مرا حوالی این یادها رها مکن