به چه می اندیشم؟

چه کسی میداند

این جهان در پی خویش است

منم درپی خویشتنم

وجهان غافل از من ومنم غافل از او

خسته ام

خسته از گم شدن و در پی خود گشتن ها

خسته از این همه اندیشه گنگ

خسته از این همه کار عبثم

خسته از این همه پیمودن بی فکرودرنگ

بی هدف دور یک دایره من میچرخم

و سرانجام همه رفتن ها

چشم من می بیند ایستادست سر نقطه آغاز

شاید یک لحظه تامل بشود چاره کار

شاید آن لحظه بیابم خود را

و رها گردم از این دور عبث

شاید آن لحظه شروعی بشود

از برای رفتن تا سر قله اوج