آرامش

در آغوش گرم خاک که جسم سردم را در آغوش می گیرد.
تا همه ی بی مهری ها و سردی ها و نامردی ها را به فراموشی بسپارم
و با چه محبتی مهرش را نثارم می کند بی منت
و باد که با وزش بر روی خاکم و نوازشی دلنشین آرامم می کند
و در لابه لای درختان برایم آواز می خواند
و درختان برایم دست می زنند
و حال با این یاران دیگر احساس تنهایی نخواهم کرد.
مرگ زیباست برای جسم سردم و روح بلند پروازم
که باز خواهم گشت در آغوش گرم و بی نهایت محبت او.
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۳:۲۸ ب.ظ توسط دختر باران
|