گذشته های دور

من پیشتر هم اینجا بوده ام
اما کی و چطور، نمی دانم
من علفهای پشت این در را می شناسم
رایحه تند و شیرینشان را
نوای آه ،رودهای پیرامون ساحل را
تو پیش از این متعلق به من بوده ای
چه مدت پیش از این، نمی دانم
اما درست همان زمانی که چلچله ها اوج می گرفتند
و تو سر به سویشان گرداندی
حجابی فرو افتاد من می دانستم
این همه در گذشته هایی دور رخ داده است
دانته گابریل روزتی
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۷:۳۱ ب.ظ توسط دختر باران
|