چقدر...

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر
غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ...
هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با
تو هستم .. با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم
نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۷:۱۵ ب.ظ توسط دختر باران
|