دوستت میدارم

باتو تنها بودم
در رویا هایم
و لبانت را هزاران بوسه نهادم
در رویا هایم
گاهی میدیدمت که از کنار دریچه ام عبور میکنی
سلام
ایا من همانم که تو می جویی ؟؟
_______________
میتوانم درچشمانت این را بخوانم
می توانم در لبخند این را بخوانم
تو همه آرزو های همیشگی من بوده ای
و اغوشم برویت گشوده است
چرا که تو میدانی چه بگویی
چرا که تو میدانی چه بکنی
و میخواهم که هزاران بار بگویم
دوستت دارم
وه که چقدر دوست دارم نورخورشید را در موهایت
به تماشا بنشینم
و بار ها و بار ها بگویمت که
چه اندازه برایم عزیزی
گاه احساس میکنم که
قلبم لبریز از عشق تو شده است
سلام
تنها میخواهم که بدانی
چرا که نمی دانم کجایی؟؟
و نمی دانم که به چه کاری؟؟
ایا در گوشه ای احساس تنهایی میکنی ؟
یا کسی هست که دوستت بدارد ؟
بگو چگونه می توانم دلت را به دست اورم ؟
چرا که تمامی سرنخ ها را گم کرده ام
اما بگذار چنین سخن اغاز کنم
دوستت میدارم
سلام
ایا من همانم که تو می جویی؟؟
چرا که نمیدانم کجایی؟؟
و نمی دانم که به چه کاری؟؟
ایا در گوشه ای احساس تنهایی میکنی؟
یا کسی هست که دوستت بدارد ؟
با من بگو
چگونه میتوانم دلت را به دست اورم
چرا که من تمام سرنخ ها را گم کرده ام
اما بگذار سخن چنین اغاز کنم
دوستت دارم
Lionel Richie