نشانی من
من نشانی از تو ندارم، اما نشانی ام را برای تو می نویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی
کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی
غریبی ام را پیدا کن ، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام! در کلبه را
باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی
کویری که غرق عصاره ی انتظار پشت دیوار دردهایم نشسته
+ نوشته شده در دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۷:۵۸ ق.ظ توسط دختر باران
|