توانایی عشق ورزیدن-اوشو

توانايي عشق ورزيدن ؛ بزرگترين هنر جهان است.
اگر بتواني ديگري را همانطور كه هست ؛ بپذيري و هنوز عاشقش باشي ؛ عشق تو واقعي است.
وقت با عشق به ديگري بنگري ؛ او والا ميگردد و منحصر به فرد.
هر گاه عاشق باشي احساس عجز كامل ميكني.درد عشق هم همين است.زيرا تو ميخواهي هر كاري را براي معشوقت انجام دهي اما ميفهمي كه كاري از دستت بر نمي آيد.اما عشق يعني همين كه تمام فكرت ؛ خدمت به ديگري باشد حتي اگر از عهده ات بر نيايد.
تو نميتواني انساني را تصاحب كني.زيرا او يك شخص است.تصاحب فقط با اشياء ممكن است.اگر هنوز به دنبال تصاحبي ؛ عشق تو شهوت است.
اگر نتواني با معشوقت ساكت بماني ؛ بدان كه هنوز عاشق نشده اي.
تنها راه كسب عشق ؛ از طريق همين عشق ميسر ميشود.هر چه بيشتر ايثار كني ؛ بيشتر ميگيري.
والاترين انسان كسي هست كه با عزمي شكست ناپذير ؛ انتخاب كند.
هر موجودي ؛ يك سرود الهي است.بي همتا ؛منحصر به فرد؛ تكرار نشدني و غير قابل مقايسه.
اگر بتواني تماما و يك دل عشق بورزي ؛ از عمق دلت ؛ زندگي تو سرشار از شادي و احساس ميشود.نه تنها براي خودت بلكه براي ديگران هم .اصلا تو براي دنيا بركت و نشاط خواهي شد.
اگر عشقي احساس نميكني ؛ تظاهر نكن.سعي نكن نمايش بدهي كه عاشقي.حتي اگر خشمگيني بگو كه خشمگين هستي و باش.ولي حقيقي باش.
زندگي يك مسابقه و رقابت نيست .پس دليلي هم براي مقايسه خودت با ديگران وجود ندارد.
هيچكس نميتواند تو را تغيير دهد.تنها خودت قادر به تغيير خودت هستي.
اصيل بودن و واقعي بودن نهايت زيبايي است.
اصيل بودن يعني واقعي بودن.خنده هايت ؛ گريه هايت ؛ نفرتت و عشقت و همه زندگيت بايد واقعي باشد تا اصيل باشي.
آنان كه طمع كارند ؛ براي پر كردن احساس تهي بودنشان بارها و وزنه ها را با خود حمل ميكنند.