نفرت و عشق -اوشو

نفرت و عشق
نفرت آسان است.شما براي نفرت آموزش مي بينيد, آماده مي شويد. هندو بودن به قيمت نفرتي شديد از مسلمانان,مسيحيان و يهوديان تمام مي شود و مسيحي بودن به بهاي لبريز بودن از نفرت نسبت به مذهب هاي ديگر است. ناسيوناليست بودن به معناي نفرتي بزرگ نسبت به ساير ملتها است. تنها راه براي عشق ورزي مقابله است , اينکه از ديگران متنفر باشي و تنها با تنفر از ساير کشورها مي تواني عشقت را به کشورت نشان دهي. تنها با متنفر شدن از ساير کليسا ها مي تواني عشقت را به کليسايت نشان دهي. تو در هم فرو ريخته اي.اين به اصطلاح مذاهب! از عشق سخن مي گويند ولي نفرتي بس بزرگ را در جهان مي پراکنند.مسيحيان در مورد عشق سخنوري مي کنند
ولي جنگهاي مذهبي راه مي اندازند.هندوها دم از عشق مي زنند ولي به متون مقدس شان که نگاه کنيد , لبريز از نفرت نسبت به ساير مذاهب است و ما همه اين مزخرفات را مي پذيريم! بدون ممانعت , تمام اينها را مي پذيريم , چون براي پذيرش شان شرطي شده ايم. آموخته ايم که مسايل همينطوري باشند و آن وقت به انکار ماهيت وجودي خود ادامه مي دهيم. عشق از نفرت مسموم شده , اما هنوز زنده است. مي شود سم را از درونتان دور کرد , شستشو داد.تو مي تواني همه آنچه را که جامعه به زور به خوردت داده , بالا بياوري!