بانوی ایرانی

 

تو خورشید درخشانی، حلا بانوی ایرانی


چرا در پرده می مانی، حلا بانوی ایرانی


تو معمارِ توانمندِ منِ ایرانیِ رادی


تمدن سازِ دورانی، حلا بانوی ایرانی


اهورایی نژادا در مقامت چون سخن گویم


سروشِ مهرِ یزدانی، حلا بانوی ایرانی


تو ایران دختی و آزرم دخت و مام تهمینه


به شهرِ دل تو سلطانی، حلا بانوی ایرانی


هزاران لیلی و عزرا و سلما خاک پای تو


که خود شیرینِ جانانی، حلا بانوی ایرانی


تو را زیبد سرافرازی، تو ای فخر آفرین بانو


که سِر عشق می دانی، حلا بانوی ایرانی


نجابت را تو تفسیری، شرافت را تو معنایی


ز بس پاکیزه دامانی، حلا بانوی ایرانی


تو پیکِ صادق آرامشی، جان مایه ی صبری


عروس شهر عرفانی، حلا بانوی ایرانی


نگهبان حریم خانه ای، که از عمق جان و دل


سرود عشق می خوانی، حلا بانوی ایرانی


تو را تاریخ می بیند به میدان وفاداری

که پرچم دار میدانی، حلا بانوی ایرانی

اگر قحط محبت شد به دشت تشنه ی میهن

ترنمهای بارانی، حلا بانوی ایرانی

مباد از چشمه ی چشمت تراود اشک نومیدی

که دریایی و توفانی، حلا بانوی ایرانی

تویی گُردآفریدِ روزگارِ کارزار و خون

که هرگز در نمی مانی، حلا بانوی ایرانی

طلسم جهل را بشکن که در دستان نادانی

نباید بود زندانی، حلا بانوی ایرانی

سرود سبز را سَر ده که فصل برگریزان را

تو امید بهارانی، حلا بانوی ایرانی

تو خورشید درخشانی، حلا بانوی ایرانی

 

سراینده: دکتر بادکوبه ای