می خواستم ترانه یی باشم

می خواستم ترانه یی باشم
كه بچه های دبستانی از بر كنند
دریا كه می شنود
توفان اش را پشت اش پنهان كند
و برگ های علف
نت های به هم خوردن شان را
از روی صدای من بنویسند .
می خواستم ترانه یی باشم
كه چشمه زمزمه ام كند
آبشار
با سنج و دهل بخواند .
اما ترانه ی غمگینم
و دریا ، غروب
بچه هایش را جمع می كند كه صدایم را نشنوند .
نت هایم را تمام نكرده
شمس لنگرودی
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۱۴ ق.ظ توسط دختر باران
|