آلات موسيقي ايراني
سه تار
سه تار، ساز ملي موسيقي ايران است. اين ساز در ابتدا به سه سيم بيشتر نداشت. از اين رو آن را سه تا، ستو، ستويه و ستاه نيز ناميده اند، اما در اوايل عهد قاجار، توسط عارفي به نام مشتاق عليشاه، سيم چهارمي نيز بدان اضافه گشت. سه تار سازي است از خانواده سازهای زهي که همواره به عنوان ساز دوم يا سوم موسيقيدانان ايراني جايگاه خود را حفظ كرده است. سه تار از جنس چوب، با كاسه اي گلابي شكل و نيم كره اي، و دسته اي نازك تر از دسته تار و داراي چهار سيم مي باشد و با ناخن انگشت اشاره نواخته مي شود.
ني
فلوت يا ني و فلوت کوچک تنها سازهاي بادي چوبي هستند که فاقد زبانه اند. نفس اجرا کننده از سوراخ کوچکي که در کنار لوله نزديک به سر آن تعبيه شده وارد لوله ميشود. باز و بسته شدن سوراخها در فلوتهاي امروزی توسط کليد صورت ميگيرد. با آنکه فلوت از دسته "سازهاي بادي-چوبي" شمرده ميشود ، اما امروزه فلوت را از نقره نيز ميسازند يا فقط بر روي ساز روکش نقره اي ميکشند. ر
تنبور
تنبور با تاريخچه اي در حدود 1500 سال قبل از ميلاد، در ادوار مختلف تاريخي به چشم مي خورد و از رايج ترين سازهاي مضرابي است. تنبور زماني در انواع كاسه هاي گلابي شكل در ايران و سوريه ساخته مي شد و سپس از طريق تركيه و يونان به غرب راه يافت و كاسه بيضي شكل آن در مصر باب شد.
امروزه، تنبور سازي است محلي، با دسته اي بلندتر و كاسه اي بزرگ تر و منحني تر از سه تار و داراي سه سيم و چهارده پرده، كه با پنجه نواخته مي شود و خاصه در مجلس تنبورنوازان و دراويش كردستان و كرمانشاهان، مجري موسيقي مذهبي
سنتور
سازي است به شكل ذوزنقه متساوي الساقين، كه از دو جنس چوب و فلز تشكيل يافته است. بر سطح فوقاني سنتور هفتاد و دو سيم كشيده شده كه دو سر سيم ها به وجوه جانبي سنتور متصل مي باشد.
سنتور با دو مضراب چوبي نازك و بلند بنام مضراب نواخته مي شود و هر چهار سيم از روي يك پايه به نام خرك عبور مي نمايد.
دوتار
دوتار، سازي بسيار عالي که با گـردني دراز و از خانوادهً عود است، مي توان در آسياي مرکـزي، خاورميانه، و شمال شرقي چـين پـيـدا کرد. جـد اين ساز به احتمال زياد، تـنـبـور خراساني، است که شکـل آن در کـتاب الموسيقي الخبر، ال فرابي در قـرن دهـم شرح داده شده است.
در اين ايران، دوتار را در نواحي شمال و شرق استان خراسان، بخوصوص در بـين تـرکمانان، و گـرگـان و گـنـبـد، مي نوازند. وسيله ساز يکسان است؛ اما طريـقـه کوک کردن آن کـمي با هـم در مناطق مختـلف فرق دارد. دو نوع مختـلف از چوب در ساختمان دوتار مورد استـفاده قرار مي گيرد. قسمت گـلابي شکـل آن را از چـوب درخت شاه توت و قسمت گـردن آن را از چوب زردآلو يا درخت گـردو تهـيه مي کـنـند. ر
دوتار را در فاصله چهـار يا پـنج کوک مي کـنند. در قـديم زه هـاي آن را از رودهً حيوانات تهـيه مي کـردند، ولي امروزه آن را از نايلون يا سيم هاي فولادي تـهـيه مي کـنـند که هـم بهـتر مقاومت مي کـند و هـم ارزان تر است. تکـنيک نواختـن دوتار مرکب است از کـشيدن تارها بدون استـفاده از مضراب و بـدنبال آن حرکات نزولي و صعـودي که تـقـريـباً تمام انگـشتان را درگير نواختـن آن مي کـنـد.
دهـل
دهـل يکي از سازهاي معـروفي است که بصورتي گـسـترده در مراسم شادي در کـردستان بکـار مي رود، هـمچـنـيـن مي تـوان آن را در نـقاط مخـتـلف ايران و جهـان پـيدا کرد. دهـل و سرنا ( سازي بادي ) معـمولا با هـمـديگـر و در موقع رقـصهـاي گـروهـي نواخـته مي شوند. صدايي بسيار بلند و قابل ملاحضه دارد. بصورتي استوانه شکـل از چوب تهـيه شده است و دو طرف آن را پـوست کـشيده اند. دهـل را بوسيلهً چـوبي که مـثـل سر عصا است در دست راست و چـوبي باريک در دست چپ مي نوازند. صداهاي بـلند را بوسيله چوبي که در دست راست دارند در مي آورند و با چوب دست چپ فـقط بصورت تـزئيني و بعـضي اوقات صداهاي زير و کوچک را مي نوازند
دو طبل
اين ساز از دو طبل بزرگ و کوچک ساخته شده است. اين نوعي ساز جنگي است که بوسيله کردها استفاده ميشود؛ از گردن اسب آويزان شده و براي بحرکت درآوردن و شور و شوق دادن به جنگجويان نواخته مي شود. اين ساز هم تقريباً شبيه به "تاس" است؛ مرکب از دو کاسه فلزي که پوست به روي آنها بوسيله تسمه محکم بسته شده، و آن دو بوسيله دو قطعه چرم به همديگر متصل مي شوند. طبل بزرگتر صداي بم تري از طبل کوچکتر دارد. دوطبل تقريباً شباهت به طبل هندي دارد، بجز آنکه آن طبل صداي بيشتري پخش مي کند و با انگشتان نواخته ميشود.
بـربـط
بـربـط، جـد عـودهـاي اروپـايي است؛ و هـمـيـنطور آن را عـود هـم مي شـناسـند. گـردني کوتاه و کج با دو رديـف پـنج زه اي بـر آن کـه با کـوک چـهـارمي آن و با اسـتـفاده از پـر بال عـقـاب موسـيقـي سـنـتي را مي نوازنـد. صداي آن، صدايي بم می باشد
کمانچه
کمانچه سازي است محلي و کلاسيک که شروع آن برميگردد به تاريخ کهن ايران زمين. کمانچه کلاً از چوب تهيه شده است و قسمتي از آن قوسي شکل است که با پوست گوسفند روي آن پوشيده شده است. گردني استوانه اي شکل و داراي چهار سيم يا رشته است.
طرز نواختن کمانچه بستگي به نواحي مختلف ايران دارد.
قيچک
قيچک، ويولون يا کمانچه اي قوسي شکل و سازي است محلي و بيشتر در نواحي جنوبي کشور از آن استفاده ميشود. دو سوراخ بزرگ در قسمت بالائي، قيچک در نزديکي محلي که انگشتان قرار مي گيرند و يکي در قسمت پائين قرار دارد؛ که بوسيله پوست روي آن پوشيده شده است. چهار رشته اصلي و مابين هشت تا شانزده رشته، موافق با متن در اين ساز ايراني است
دف
دف، چـيـزي است شـبـيه به يک چارچوب طبل، که در اکـثـر نـقاشي هاي مـيـنـياتوري، ترسيم شده است. در برخورد اول با دف، بـنظر خـيـلي ساده مي رسد؛ اما دف قابـليت به صدا درآوردن ريـتـمهـا و آهـنگـهاي مشکـل را دارد. در موقع نواخـتـن آهـنگـي صداي آن بخـوبي شـنيـده مي شود. با حلقه هاي کوچک فـلزي که در داخل آن تعـبـيه شده است تـزئـين مي شود و آن را از پـوست بز تهـيـه مي کـنـند
تنبک
از سازهاي كوبه اي پوستي است كه دارای بدنه اي از جنس چوب يا فلز يا سفال توخالي كه بر سطح دهانه فراخ آن پوست كشيده مي شود و زيربغل نهاده و با انگشتان دو دست مي نوازند. از زمان ساسانيان با نام دمبلك وجود داشته و در پنجاه سال اخير بصورت مستقل نيز نواخته مي شود
دمام
دمام يکي از مشهـورتـرين آلات موسيقي در جـنوب کـشور، خصوصاً بـوشهـر است. دمام بصورتي استوانه شکـل است که دو طرف آن با پـوست مسدود شده و با تـسمه و طـناب آن را سفت و محـکم مي بـنـدند. موقعـي که آن را بـرروي زميـن بصورت محـکـم و ثـابت مي گـذارند، مي توانـند با دو دست هـم آن را بـنـوازند. در بعـضـي مـواقع آن را از گـردن خود آويزان کرده و شروع به نواخـتـن مي کـنند. با اينکـه دمام فـقط در مخصوص ايران است؛ اما بطور مـثـال شما مي توانيـد آن را در هـنـد، بعـضي از کـشورهـاي عـربي و آفـريقـايي پـيـدا کـنـيـد.