به یاد آشور پور - خواننده گیلانی - روحش شاد
به ياد احمد عاشورپور؛
احمد عاشورپور يكي از سرآمدان موسيقي گيلان بود. شنيده بودم مرد خوشمشربي است؛ هرچند از نزديك ديداري با وي نداشتم. چند ترانه از او شنيده بودم كه همگي به دلم نشست. تنها خاطرهاي كه از صداي او دارم، مربوط به همين چند ترانه است كه شنيدهام. از دوستان ميشنيدم كه فرد محترمي است و من هر چه از او شنيدهام، همه خوبي است. به هر حال كارهايش با كارهاي ديگران تفاوت داشت و نشان ميداد روي آنها تلاش زيادي كرده است. اهل ذوق و تحقيق بود و اين را ميتوان از روي اجراهايش فهميد. روحش شاد.
خوانندهاي كه به شادي دعوت ميكرد
من صداي احمد عاشورپور را از سالهاي دهه چهل يعني زماني كه خيلي بچه بودم، ميشنيدم ولي بعدها اسمش كمتر شنيده شد و علتش را نميدانستم. اواخر دبيرستان فهميدم كه او به خاطر فعاليتهاي سياسي در سالهاي دهه 1320، از طرف راديو ممنوعالصدا شده است. سال 1351 داستاني شنيدم كه اهميت و بزرگي اين خواننده را برايم آشكار كرد. يكي از دوستانم كه رئيس اداره كشاورزي صومعهسرا بود، تعريف ميكرد روزي خانمي نزد او آمد و اظهار كرد كه قادر به تهيه مخارج زندگي خود و سه كودكش نيست. ظاهرا دوست ما نتوانسته بود كمكي كند اما عاشورپور كه بر حسب اتفاق در آنجا حضور داشته، بسيار متاثر ميشود و به آن زن ميگويد مخارج زندگي فرزندانش را تا زمان اخذ ديپلمشان بر عهده ميگيرد. من آن روز پي به شخصيت انساني اين خواننده بردم.
اول بار در سال 1378 بود كه از نزديك با عاشورپور آشنا شدم. در همان برخورد اول احساس كردم شخصيتي كه از او ميبينم هماني است كه سالها در ذهن داشتم. جدا از اين شخصيت انساني، جا دارد به جايگاه وي در موسيقي ايران هم اشارهاي كنم. هرچند كار من موسيقي نيست اما با اندك مطالعهام در اين حوزه، معتقدم او پايهگذار موسيقي پاپ در ايران بود. آهنگهاي او همچون <جمعهبازار>، <مهتاب بندرانزلي> و... كارهايي بودند كه در سالهاي دهه 30 تحت تاثير موسيقي غربي با اشعاري گيلكي اجرا شدند. او چون موسيقي خوانده بود بر كار خود وقوف داشت و ميدانست چطور روي اين آهنگها شعر بگذارد. اهميت او برايم در اين است كه انسان با شنيدن آهنگهايش افسردگي نميگرفت. اين آهنگها به رغم جدي بودن، شاد هم بودند. فكر ميكنم تعاليطلبي و مثبتنگري او سبب ميشد كارهايش شادمانانه باشد و ديگران را به هيجان دعوت كند. موسيقي ايران بر اندوه استوار است اما اين اندوه در آهنگهاي عاشورپور ديده نميشد يا اگر هم وجود داشت، انرژيزا بود. متاسفم كه من در آن سالها به جهت گرفتاريها و مشغلههاي مختلف نتوانستم ابعاد زندگي و فعاليت موسيقي عاشورپور را در سطح وسيع بنويسم.
نكته مهمتر اينكه مرگ، يك امر طبيعي است، اين زندگي است كه غيرطبيعي است. اين به دنيا آمدن است كه طبيعي نيست. عاشورپور اگر در شرايط آزادانهتري زندگي ميكرد، ميتوانست در موسيقي، شخصيتي همچون نيما و هدايت داشته باشد؛ چون هم حسننيت داشت و هم دانش. او هم با موسيقي غربي آشنا بود هم با موسيقي گيلكي. متاسفم كه ديگر در ميان ما نيست.
لینک خبر:
tp://www.roozna.com/Negaresh_Site/Fullstory/?Id=53664
منبع : روزنامه اعتماد ملی