تبليغاتX
دختر باران - مقدمه اي بر زيباشناختي موسيقي ايراني

مقدمه اي بر زيباشناختي موسيقي ايراني

دکتر علي زاده محمدي

 

لازمه تحکيم و تحول موسيقي ايراني شناخت حالات و عناصر زيباشناسي و تمايز تأثرات گونه هاي مختلف آن است که بدون درک آن تحول و گسترش اصالت و زيبايي هاي موسيقي ايراني ميسر نيست. هر گونه موسيقي داراي صورت(فرم) و معنا(محتوي) است که حال و جنبه هاي زيبا شناختي آن را به وجود مي آورد. صورت در موسيقي با عناصر و ارکاني چون وزن و ريتم، طنين، اجرا و شيوه نوازندگي ترسيم مي شود و معناي موسيقي را ملودي، ساختار فواصل و گردشهاي خيال انگيزش مي سازد.

در نگاهي کلي صورت، ظاهر و سطح موسيقي و معنا، محتواي احساسي و شهودي و فکري آن را به وجود مي آورد. در هر اثر موسيقي صورت و معنا با هم تلفيق شده و هويت و حال خاصي را ساخته و گونه اي از موسيقي را به وجود مي آورد. به طور کلي ريتم در موسيقي خاستگاهي فيزيولوژيک و بدني دارد. انرژي فوقالعاده اي را تهييج و به جريان مي اندازد و در ضربهاي ملايم انرژي را آرام و تسکين مي کند و مسير را براي تاثيرگذاري ملودي هموار مي کند و يا آن را متوقف مي سازد. به عبارت ديگر ريتم در موسيقي مي تواند به گونه اي بکار گرفته شود که تسهيل کننده مسير ملودي و تامل دروني و يا بازدانده آن باشد، به گونه اي که هيجان آن سدّي براي صور خيالي و توجه و تامل فکري شود.

صورت و معنا در گونه هاي موسيقي ايراني مانند اصيل(کلاسيک)، پاپ و مردم پسند کوچه و بازاري حال و تاثير متفاوتي را بر مي انگيزد، يعني هرگونه موسيقي، حال و زيبايي و تاثيرات خاص خود را دارد و بستگي دارد ملودي و ريتم چگونه به کار گرفته شده باشد و آهنگساز از تلفيق ريتم و ملودي به چه صورتي بهره گرفته باشد و اثرات رواني آن چه باشد. آيا ترکيب ريتم و ملودي به گونه اي است که موسيقي صرفآ التذاذي بدني و حسي را به وجود آورده و شنونده را در حالتي از لذّت و تهييج جسماني قرار داده است؟ آيا ريتم و ملودي تنها تهييج کننده و اغواگر است يا انديشه و تامل دروني را نيز بر مي انگيزد؟ آيا انرژي ريتم يا اغراق ملويک مانع ادراک ذهني است و فرد را در احساسات صرف فرو برده و يا مولد تخيل و محرک تفکر و ارتباط متقابل است؟ گردشهاي ملوديک غني است يا فقير؟ ضرباهنگ موسيقي تسخير گر يا تسهيل گر فکر و ادراک است. به لحاظ تأثرات موسيقايي، متعالي ترين حالت رواني و زيباشناسي در موسيقي ظرفيت فکري و مشهود در آن است، و در درجات پايين تر برانگيختگي هاي احساسي و نازل ترين آن تأثرات بدني و جسماني است که با ريتمي ساده و محرک نيز مي توان تحرک و التذاذ بدني را بوجود آورد. اما براي تحريک صور خيالي و فکري به ملودي غني نياز است. آن گونه که تخيل ملوديک در آثار اساتيد بزرگي چون صبا، وزيري، درويش خان و ... سرشار است و موسيقي عامه پسند، موسيقي احساسي، تهييج گر و در مواردي محرک تمنيات بدني است. فکر را در طرازهاي هيجاني متوقف مي سازد و اغلب مانع انديشه و تامل است، در واقع موسيقي عامه پسند به اين جهت عنوان عاميانه را به دنبال دارد که با نيازهاي احساسي، هيجاني و دلبستگي هاي روزمره و فوري آنها همراه است. موسيقي لذت بخش که غالبآ شنودهاي اغواگرانه را ارضا مي کند، به دليل احساسات شديد و هيجانات بارز آن قابل فهم عموم است. اکثريت عامه به دنبال تهييج دروني و فرافکني احساسات خود هستند و از اين لذت طلبي به جهت تفنن و از همه مهم تر براي گريز از فشارهاي فردي و اجتماعي بهره مي برد.

 

گونه هاي موسيقي ايران

چند دهه است که موسيقي ايراني در انواع و گونه هاي مختلفي رواج يافته و جايگاه خود را پيدا کرده است. گونه هايي که هرکدام بنا بر ضرورت ادراکي و رواني، اجتماعي، اقتصادي و بازار تثبيت نشده اند. انواع موسيقي ايراني هر کدام به تفکيک و يا ترکيب از مايه هاي اصيل ايراني، غربي و عربي شکل و تأثري يافته اند و آهنگسازان بزرگي به تصنيف و تکوين آن پرداختند تا به امروز که نوع و سبک غالبي را به وجود آورند. در همه گونه هاي موسيقي ايراني حتي نازلترين نوع آن يعني موسيقي کوچه بازاري، رگه هايي از حالات و مايه هاي موسيقي اصيل ايراني مشاهده مي شود. در بعضي از انواع مانند موسيقي اصيل مردمي (ترانه اي دستگاهي) حالات موسيقي ايراني پررنگ تر و غليظ تر است. در غالب آهنگهاي ترانه اي با تقليل و سبک کردن زينت ها، تکنيکها و ساختار مايه هاي موسيقي ايراني، آن را به شکلي عامه پسند با احساسات کاملآ بارز خصوصآ خون آلود ارائه نموده اند.

در موسيقي عامه پسند ايراني مايه هاي عربي و غربي رواج زيادي پيدا کرده، خصوصآ در نوع پاپ ايراني، مايه هاي ايراني و غربي مخلوط و در نوع کوچه بازاري کافه اي مايه هاي عربي و ايراني مخلوط شده اند.

درباره انواع موسيقي عامه پسند ايراني، دکتر ساسان فاطمي پژوهشگر - طبقه بندي و نظرياتي را مطرح کرده که در اينجا بخشهايي از آن نقل به معنا مي شود. نوعي موسيقي مردم پسند از موسيقي اصيل و کلاسيک ايراني توسط استاتيد بزرگي چون عارف، درويش خان، امير جاهد و ... به وجود آمد که به مرور زمان در شکل نازل تري به موسيقي دستگاهي ترانه اي مبدل شد. موسيقي که توسط ارکستر سازهاي غربي اجرا مي گرديد و آهنگسازان و نوازندگان برجسته اي که شاگردان اساتيد بزرگي چون صبا بودند: مانند مهدي خالدي، جواد و بزرگ لشگري، علي تجويدي، همايون خرم، پرويز ياحقي، حبيب الله بديعي و ... آهنگهاي آن را تصنيف کردند و خوانندگاني چون دلکش، مرضيه، داريوش رفيعي، الهه، پوران، ايرج، گلپايگاني و ديگران ترانه هاي آن را خواندند.

نوع ديگري از موسيقي عامه پسند کوچه بازاري در اشکالي از مطربي غزل خواني، کافه اي توسط آهنگسازاني چون امير پازوکي و قاسم جبلي شکل گرفت که در بسياري از آهنگهاي آن مايه هاي موسيقي ايراني در تلفيق با موسيقي عربي اجرا شد و خوانندگاني چون مهوش، پريوش، و معاصريني چون علي نظري، داوود مقامي، عباس قادري، جواد يساري، آغاسي، معين، اميد و ... ترانه ها و اشعار آن را اجرا کردند. شاخه ديگر از موسيقي مردم پسند نوع نوع پاپ ايراني آن است. موسيقي بينابيني از موسيقي غربي و ايراني، که در مواردي از مايه هاي دستگاهي چون ماهور، همايون، چهارگاه، دشتي بهره گرفته و با سازهاي غربي و ارکستري اجرا و نواخته مي شود. ترانه ها و آوازها بر پايه ملودي ايراني و غير ايراني خوانده شده است.

قابل ذکر است دو نوع موسيقي پاپ در ايران رواج دارد: نوع ايراني و نوع غربي که در نوع غربي آن هيچ عنصر موسيقي ايراني به جز کلماتي فارسي وجود ندارد. در موسيقي پاپ ايراني آهنگسازاني چون انوشيروان روحاني، ناصر چشم آذر، بابک بيات و خوانندگاني چون روانبخش، عارف، [هايده] و... به چشم مي خورد.

تفکيک و طبقه بندب انواع موسيقي عامه پسند و قرار دادن نام آهنگسازان و خوانندگان مقوله اي نسبي است. بسياري از آهنگسازان آثار متعددي در گونه هاي مختلف تصنيف کرده اند که حالات مختلفي دارد، اما در کل آثار آنها گرايش مردم پسند دارد. در ميان گونه هاي اشاره شده موسيقي عامه پسند مطربي و کافه اي نازل ترين فرم به لحاظ صورت و محتوا است و در مقاطعي از دوره هاي اجتماعي پرشنونده ترين نوع موسيقي در ايران بوده و همچنان اين نوع موسيقي(کوچه بازاري و کافه اي) بعد از موسيقي پاپ بيشترين مصرف را در خانه ها و ماشينهاي مردم دارد. موسيقي که اساس «حال» آن هيجاني و اغواگرانه است.

 

موسيقي عامه پسند ايراني و حالت هسيتريک

سيمايه هيستريک نشان حال شخصي است که در پي تهييج پذيري با هدف و نمايش خود است، نشانه روحيه کسي که با هر لحن تأثر برانگيزي، دلبستگي و اغواشدگي او به ظهور و نمايش در مي ايد. به عبارت صريح تر حالات هيستريک در روانشناسي با تهييج پذيري وابستگي تلقين پذيري و اغواگري مشخص مي شود، و موسيقي عامه پسند در بسياري از آثار بهترين نمود تأثرپذيري و هيجان [است] و تهييج موسيقي به گونه اي است که ذهن را محسور و مجذوب خود مي کند و شنونده را از تامل و رابطه ذهني باز مي دارد.

موسيقي عامه پسند کافه اي بسيار جذاب و سطحي است. جذابيت آن غالبآ احساسي و فاقد ادراک عميق است. شور حالي چنان در مجلس بر مي انگيزد که با سرعت و فوريتي همه را به تحريکي بدني و تهييج وا مي دارد. تأثر برانگيزي آن خاستگاهي لذت طلبانه دارد، به همين دليل بيشترين شنونده را پيدا کرده و عموم مردم ساعتها و ساعتها بدون خستگي به شنيدن آن مشغول مي شوند. ترانه ها و اشعار عاشقانه حزن آلود آن التذاذهاي حسي را دو چندان مي کند، هرچند ظاهر مفاهيم اشعار بر ناکامي ها، فراق و تالمات عاشقانه اشارت دارد، اما در باطن به نحو چشم گيري تمايلات غريزي افرخته از ناکامي هاي عشقي را يادآوري و ترغيب مي کند و لذّت مي آورد. ريتم در موسيقي عامه پسند مطربي و خصوصآ کافه اي عربي متمرکز و متوجه غرايز است. موسيقي صرفآ تأثر برانگيز، اغواگر است زيرا فرصتي براي تأمل و تفکر و شنود واقعي به جا نمي گذارد. در واقع با تحريک گسترده سيستم ليمبيک مغز که عواطف و هيجانات انساني را بر مي انگيزد، مجالي براي فکر و انديشه نمي ماند و ذهن تسخير و فلج مي شود.

برداشت نادرست

بسياري تصور مي کنند که حالت و لحن موسيقي عامه پسندِ کوچه بازاري، حداقل در بسياري موارد نشاط انگيز است. اين تصوري اشتباه است جنس و حالت شادي با هيجان زدگي فرق دارد. آدم شاد با هيجان زده همچون ترنم باران با هياهوي طوفان متفاوت است و سرزندگي نيز با اغواگري تفاوت دارد. در نفس نشاط ثبات، متانت و سرزندگي وجود دارد و در مقابل [در] هيجان زدگي تهييج، بيقراري و وابستگي موج مي زند. به دليل عدم گسترش برنامه هاي مناسب موسيقي، موسيقي عامه پسند به گونه اي چشم گير با اغراق هاي احساسي و حالات نوحه گرايانه رواج يافته است و شنود طبيعي جامعه را به سوي هيجان طلبي و تأثر برانگيزي هدايت مي کند، [که] بسي جاي تامل دارد.

 

ادراک هاي شهودي

گردشهاي دانگي و ساختار لطيف و مايه هاي درونگر موسيقي ايراني لحني شهودي و حال ملايم شيوا گونه دارد. با توجه به وجود دوگونه ادراک ذهني يعني فکري و شهودي، مايه هاي رديف موسيقي ايراني غالبآ پردازشي شهودي دارند. به طوري که گردشها و فواصل آن سيري انفسي و دروني را به وجود مي آورد. فارغ از هرگونه هيجان زدگي، التهاب و اغواگري، حال و انديشه را به سيري الهامي سوق مي دهند. رديف و مايه هاي موسيقي ايراني وقتي در غالب ترانه ها و تصانيف احساسي وجه مردمي و عاميانه پيدا مي کند، در اصل نازل و کوتاه مي شود و حالت شهودي آن رنگ و لعاب خون آلود و يا شوريدگي و سرخوشي مي يابد و اين امري طبيعي است. هر اثر هنري زماني مقبوليت عام پيدا مي کند که شأن و تراز زيباشناختي آن در حد فهم و احساس عموم نازل شود.

شکل گيري سبک و نوعي موسيقي شبه اصيل

اتفاقي تازه در حال شکل گيري و تکوين است، و سبک و نوعي جديد به ظاهر اصيل و در باطن شبه اصيل به ميان آمده و رواج پيدا کرده است و نوازندگان جوان اصيل نوازي را که در پي تحول و تحرک موسيقي اصيل ايراني هستند، به خود مشغول و مشتبه ساخته است. موسيقي شبه اصيل که به لحظ ساختاري و حال روحي کاملآ هيجاني، احساسي و عامه پسند است و اصالت ظاهري آن تنها در شکل اجراي موسيقي، سازها و نوازنده و نوازندگان با سابقه اصيل نوازي است. گردشهاي ملوديک پر هيجان که صرفآ به لحاظ «تأثر پذيري» بسيار غني، نمايشي و شور انگيز است، حالات و تأثراتي که در موسيقي اصيل ايراني وجود ندارد. موسيقي اصيل ايراني به دليل غناي ملوديک و گردشهاي خيال انگيز ذهني و طبع شهودي مجال و فرصتي براي هيجان نمايي ندارد. موسيقي شبه اصيل ايراني که آثار متعددي از آهنگهاي آن تصنيف و منتشر شده است، به تصور نادرست خلاقيت، نوآوري و طرحي نو در تحول موسيقي اصيل ايراني پنداشته و القا مي شود. در صورتي که جذابيت و واقعيت آن تنها در اغراق آميزي ملوديک و تأثر برانگيزي آن است و بس، و هيچ گونه تحول زيباشناختي، احساسي و ساختاري در موسيقي ايراني ندارد. چرا که نمونه هاي غني تر از آن در موسيقي عامه پسند و کوچه بازاري وجود دارد و اگر سازها و نوازندگان آن شکل و ظاهر اصيل را تغيير دهند، حالات و احساسات و ساختار آن مشابه موسيقي عامه پسند است.

در موسقي شبه اصيل حاضر، حالاتي از مايه هاي موسيقي ايراني در لحني اغراق آميز و تأثر برانگيز اجرا و ارئه مي گردد. هدف آن ايجاد شور و هيجان و حالي فوري است که در واقع اين برانگيختگي و اغراق مانع و آفت بروز هرگونه توجه فکورانه و صور خيالي مثبت و الهام بخش است. همان تأثري که سراسر موسيقي جذاب و تسخيرگر عامه پسند کوچه بازاري را فرا گرفته است.

شکل گيري هر نوع سبک موسيقي، متناسب با نياز و علاقه نوازنده و يا خواست و طلب گروه و جامعه امري طبيعي و واقعيتي پذيرفتني است. هر سبکي به مرور زمان وقتي مخاطبيني و موقعيت اجتماعي خود را پيدا کند، رواج و ثبات پيدا خواهد کرد. واقعيت موسيقي شبه اصيل نيز به عنوان يک سبک پذيرفتني است، امّا نکته مهم اين است که هر نوع موسيقي بايد جايگاه واقعي و طراز واقعي و زيباشناختي و احساسي خود را در تحول موسيقي ايراني بشناسد و ساختار و تأثيرات خود را بداند. اگر تمايز و تفاوتهاي خود را نداند، آنگاه امر مشتبه و شرايط سرگرداني براي خود و مخاطبيني [که شنونده آن هستند] ايجاد مي کند. آنگونه که امروز دوغ و دوشاب مخلوط و قاطي شده است. خصوصآ زماني که سبک يا روشي خود را به عنوان تحولي در موسيقي اصيل و راه و طرح نو مي شناسد، در حالي که تغيير و تحول اساسي آن تنها بروز ملوديهايي [مي باشد] که بسته هايي از تأثرات نوحه گرانه هستند و ذهن در درک تمايزها و مسير واقعي دور مي ماند.

 

 

 

منبع : گريلي  و هنر و موسقی

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در چهارشنبه 7 شهریور1386 ساعت 9:50 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar