تبليغاتX
دختر باران

جشن های آذر ماه

 

یكم آذر/ اورمزد روز   روز برگزاری «آذر جشن»، یكی دیگر از جشن‌های در پیوند با آتش به

 مناسبت فرا رسیدن ماه آذر و برافروختن نخستین شعله زمستانی.

 

نهم آذر/ آذر روز   جشن «آذرگان»، جشن آتش دیگری در گرامیداشت «آذر/ آتر» و ایزد منسوب

 به آن.

 

سی‌ام آذر/ انارام روز   جشن «شب چله» یا «یلدا»، انقلاب زمستانی و جشن زایش خورشید.

ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراكی‌های گوناگون تا بامداد به انتظار دیدار نخستین پرتوهای

 خورشید بیدار می‌نشسته‌اند. بیرونی در «آثار‌الباقیه» از آن با نام «میلاد اكبر» نام برده و منظور از آنرا

«میلاد خورشید» دانسته است. تقویم میلادی نیز با اندك تغییراتی ادامه همین میلاد است كه بعدها آنرا به

 میلاد مسیح نسبت داده‌اند.

 

همچنین هنگام جشن پایان پاییز و نیز نیمه سال و گاهنباری به نام «میدْیارِم» در اوستایی «مَـئیذ‌یائیرْیـه» به

 معنای «میانه سال» و منظور سال گاهنباری است با مبدأ آغاز تابستان.

 

 

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 29 آبان1388 ساعت 7:45 قبل از ظهر | لینک ثابت |

مـرداد ماه

نام این ماه در اصل «اَمِـرِتات» و بعدها «اَمُـرداد»، اما بیش از هزار سال است

 كه در ادبیات فارسی (و از جمله در شاهنامه فردوسی) بگونه «مُـرداد»

بكار رفته و شناخته شده است و كاربرد آن به همین گونه اشتباه نمی‌باشد

. اصرار در نگارش آن به گونه «اَمرداد» لازم بنظر نمی‌رسد؛ چرا كه در

اینصورت می‌بایست در نگارش بسیاری دیگر از نام‌های متداول در زبان

فارسی مانند بهمن و اسفند نیز تجدیدنظر كرد و این شیوه موجب گسستگی

 تاریخی زبان فارسی می‌شود.

 

دوم مرداد/ بهمن روز   نخستین روز از فـروردیـن‌ماه («فـردینه‌ماه») و آغاز

 سال نو در تقویم طبری.

 

هفتم مرداد/ مرداد روز   جشن «مردادگان» جشنی در ستایش و

گرامیداشت «مُرداد» (در اوستایی «اَمِـرِتات»، در پهلوی «اَمُـرداد») به

 معنای بی‌مرگی و جاودانگی و بعدها نام یكی از اَمْشاسْپَندان. همچنین

مرداد در باورهای ایرانی نگاهبان گیاهان و رستنی‌ها بشمار می‌رود.

 

دهم مرداد/ آبان روز   جشن «چلّه تابستان» كه امروزه از جمله در

روستاهای جنوب خراسان برگزار می‌شود.

 

پانزدهم مرداد/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل تابستان و زمان گاهَنباری

 بنام «میدیوشِـم» در اوستایی «مَـئیذیوئی‌شِـمَـه» به معنای «میانه

تابستان».

هفدهم مرداد/ سروش روز   نخستین روز از «نوروزماه» گیلانی و آغاز سال

 نو در تقویم دَیلمی.

 

هجدهم مرداد/ رشن روز   جشن «مـی خواره» جشن آشامیدنِ

نوشیدنی‌های گوناگون در سُـغد باستان. در تقویم سغدی برابر است با

هجدهمین روز ماه پنجم یا («اشناخندا/ اشتاخندا»).

 

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در دوشنبه 5 مرداد1388 ساعت 10:40 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

 

۲۶ تیرماه زاد روز وبلاگ دختر باران مبارک

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 26 تیر1388 ساعت 2:56 بعد از ظهر | لینک ثابت |

خـرداد ماه

یكم خرداد/ اورمزد روز   جشن «ارغاسوان/ اریجاسوان»، نام یكی از جشن‌های خوارزمی است كه بیرونی نام شماری از آنها را همراه با جشن‌های سغدی در «آثارالباقیه» (فصل‌های دهم تا دوازدهم) آورده است. بی‌گمان هیچیك از هـر دو تلفظ‌ یاد شده در نسخه‌های خطی آثارالباقیه درست نیستند و در مرور زمـان به دلیل نبود آشنایی كاتبان با نام‌های كهن، شكل صحیح خود را از دست داده‌اند. امروزه حتی تلفظ صحیح این نام‌ها نیز معمولاً امكان‌پذیر نیست، اما بیرونی معنای آنرا «نزدیك شدنِ گرما» می‌داند. به روایت آثارالباقیه این جشن در نخستین روز ماه «هروداد» كه شكل خوارزمی «خرداد» است، همزمان با كاشت كنجد برگزار می‌شده است. او این جشن را به دورانی كهن منسوب می‌دارد.

امروزه همچنان كاشت كنجد، پنبه،كرچك و دیگر دانه‌های روغنی در استان‌های مركزی ایـران و گاه همراه با مراسمی در «شصت بهار» انجام می‌شود.

ششم خرداد/ خردادروز   جشن «خردادگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد» (در اوستایی «هَـئورْوَتات»، در پهلوی «خُـردات») به معنای رسایی و كمال و بعدها نام یك از اَمْشاسْپَندان.

بیست‌ونهم خرداد/ مانتره سپند روز   برابر با بیست‌وششم نَـوروز‌ماه طبری/ تبری و پنج روز مانده به سال نو طبری. این جشن را مردمان سوادكوهِ مازندران «عیدماه» می‌نامند و با آتش‌افروزی بر بلندی‌ها به شادی و بازی‌های گروهی می‌پردازند و گاه می‌كوشند تا جشن عروسی خود را در این هنگام برگزار كنند.

سی و یكم خرداد/ روز زیادی   روز پایان سال در تقویم گاهَنباری و آخرین روز فصل بهار. در پایان این روز و آغاز تابستان خورشید به بالاترین جایگاه خود می‌رسد كه نام «خرداد» به معنای رسایی و كمال به همین مناسبت به این ماه داده شده است.

به دلیل اینكه این زمان مصادف با جشن‌های آغاز سال نو در تقویم گاهنباری بوده است، همانند پایان دیگر فصل‌ها دارای جشن ویژه پایان فصل نمی‌باشد.

بازمانده‌هایی از جشن‌های آغاز سال نو و آغاز تابستان هنوز در برخی آیین‌های ایرانی باقی مانده است (← جشن آغاز تابستان).

  

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 25 اردیبهشت1388 ساعت 6:32 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اردیبهشت ماه

دوم اردیبهشت/ بهمن روز   جشن گردآوری گل‌ها و گیاهان دارویی از صحرا.

سوم اردیبهشت/ اردیبهشت روز   جشن «اردیبهشتگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «اَردیبهشت» (در اوستایی «اَشَه‌وَهیشتَه»، در پهلوی «اَرْت‌وَهیشْت») به معنای «بهترین راستی» و بعدها نام یكی از اَمْشاسْپَندان (جاودانان مقدس). كوشیارگیلی در «زیج جامع» از آن با نام «گلستان‌جشن» یادكرده است. اَردیبهشت همچنین نگاهبان آتش است؛ چرا كه آتش بهترین جلوه‌گاه راستی و پاكی بشمار می‌رفته است.

دهم اردیبهشت/ آبان روز   جشن چهلم نوروز در شیراز و در كنار «حوض ماهی» سعدی.

پانزدهم اردیبهشت/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل بهار و زمان گاهَنباری بنام «میدیو‌زَرِم» در اوستایی «مَـئیذیوئی‌زَرِمَـیه» به معنای «میانه بهار/ میانه فصل سبز». البته میانه بهار با شانزدهم اردیبهشت برابر است؛ اما در گذشته و حتی امروزه، عملاً  پانزدهمین روزِ ماهِ دوم هر فصل به عنوان میانه هر فصل شناخته می‌شود.

جشن‌های گاهَـنْـباری (پاره‌های سال/ موسم‌های سالیانه)، ادامه و بازمانده‌ای از نوعی تقویم كهن در ایران‌باستان است كه طول سال خورشیدی را نه به دوازده ماه خورشیدی، بلكه به چهار فصل و چهار نیم‌فصل تقسیم می‌كرده‌اند و هر یك از این بازه‌های زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشته است.

سال گاهنباری از هنگام انقلاب تابستانی یا نخستین روز تابستان آغاز می‌شده و پس از هفت پاره زمانی، یعنی سه پایان فصل و چهار میانه فصل، به آغاز سال بعدی می‌رسیده است (پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر فصل‌ها، دارای جشن گاهنباری نبوده و تنها به عنوان جشن آغاز سال نو بشمار می‌رفته است).

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در پنجشنبه 27 فروردین1388 ساعت 9:37 بعد از ظهر | لینک ثابت |

یكم فروردین/ اورمزد روز   روز جشن بزرگ «نوروز» در اعتدال بهاری و آغاز فصل بهار. نوروز و آغاز سال نو، مناسبت‌های جداگانه‌ای هستند كه با یكدیگر همزمان شده‌اند. نمونه‌های دیگری از آغاز سال نو در ادامه گاهنما خواهد آمد.

در سُـغـد باستان (و امروزه در میان ارمنیان) از نوروز با نام «نوسَـرْد/ نَـوَسَـرد/ نوسَـرِد» یاد می‌شده است كه معنای «سال نو» را می‌دهد. (در اوستایی «سَـرِذَه» به معنای سال خورشیدی). در بدخشان با نام «شگون‌بهار»، در «شُـغنان» (در تاجیكستان در كرانه رود «پنج») بنام «خِـدِر ایام» (بزرگترین روزها) و در بابِل باستان و در نخستین روز ماه «نیسان» بنام جشن «اَكـیتو» (سومری «زَگْموك») شناخته می‌شده است.

با شكوه‌ترین مراسم نوروزی، امروزه با نام‌های «سِـیرلاله (جشن گل لاله)/ جَـندَه بالا (بالا كردن درفش)» در شهر مزارشریف افغانستان (آریـانـای باستان) و در نزدیكی بلخ كهن، همراه با برافراشتن درفشی برگرفته از درفش كاویانی ایران، برگزار می‌شود. این آیین با انبوهی از ترانه‌خوانی‌ها، بازی‌ها و مراسم دیگر همراه است.  آیین‌های پیش از فرا رسیدن نوروز نیز فراوان و پر اهمیت هستند ( ← اسفند‌ماه).

ششم فروردین/ خرداد روز   روز «امید»، روز «اسپیدا‌ نوشت» یا روز «نوروز بزرگ» (این نام جدیدتر است). از روزهای خجسته ایرانیان، همراه با شادی و آب‌پاشی، و آغاز سال نو در تقویم سُـغدی و خوارزمی.

در متن پـهلوی «ماهِ فـروردین، روزِ خـرداد» رویدادهای بسیاری به این روز منسوب شده است؛ از جـمله: پیـدایی كیومـرث و هـوشنگ، روییدن مشی و مشیانه، تیـرانـدازی آرش شیواتیر، غلبه سام نریمان بر اژدهاك، پیدایی دوباره شاه‌كیخسرو (از جاودانان در باورهای ایرانی) و همپُرسگی زرتشت با اهورامزدا. در برخی منابع،  زادروز زرتشت نیز به این هنگام منسوب است. نام «روز امید» بخاطر انتظار پیدایی دوباره كیخسرو و دیگر جاودانان و نجات‌بخشان (سوشیانت‌ها)، به این روز داده شده است.

نام «اسپیدا نوشت»، از آیین نامه‌نویسی در این روز گرفته شده است كه آگاهی بیشتری از آن در دست نیست. گمان می‌رود با پیام‌های شادباش نوروزی در پیوند باشد.

دهم فروردین/ آبان روز   جشن «آبانگاه»، نخستین آبان‌روز سال و به روایت «برهان قاطع» (جلد 1، ص3) انجام جشنی به همین نام، همراه با آب‌پاشی و انتظار بارش باران.

سیزدهم فروردین/ تیر روز   جشن «سیزده‌بدر»، نخستین تیر‌روز سال و آغاز كشاورزی در سال نو. آیین‌ نخستین روز كشت‌و‌كار‌ با گرد‌آمدن در زمین زراعی و آرزوی بارش باران و فرارسیدن سالی خوب و خرم.

در سیستان در این روز به زیارت نیایشگاه بسیار کهن و پر رمز و راز «خواجه غلطان» در بالای كوه «خواجه» و در میانه دریاچه «هامون» می‌روند. (← آخرین روز سال)

هفدهم فروردین/ سروش روز   هنگام جشن «سروشگان» یا جشن «هفده‌روز» در ستایش «سْـرَئوشَـه/ سروش»، ایزد پیام‌آور خداوند و نگاهبان «بیداری»؛ روز گرامیداشت «خروس» و به ویژه خروس سپید كه از گرامی‌ترین جانوران در نزد ایرانیان بشمار می‌رفته و به سبب بانگ بامدادی، نماد سروش دانسته می‌شده است.

نوزدهم فروردین/ فروردین روز   جشن «فروردینگان»، جشن گرامیداشت فُـروهر/ فَروَهَر درگذشتگان

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در چهارشنبه 5 فروردین1388 ساعت 9:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نو بهاران بر تو خجسته باد

در اين هستي بي کران ما همچون نقاشانيم. قلم به دست ، هر يک در تلاشيم رويايمان را در تابلو زندگي هامان نقاشي کنيم. در ميان انبوه بوم هاي پر زرق برق از رنگ هاي رنگارگ امّا ، هستند بوم هايي که بي آلايش اند و در عين سادگي و يک رنگي ، زيبايند و بديع همچون آسمان.
به اميد آنکه زندگي ات هر سال نکوتر باشد از پارسال و تابلوي زندگيت دور از رنگهاي سياه ذهن هاي بي اميد.

زيباترين آرزوهايم براي تو ، تا در بهار نو ، با طراوت انديشه بهترين رنگها را در هم آميزي و طرحي نو در اندازي.

نو بهاران بر تو خجسته باد

دوستدار شما

دختر باران

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 30 اسفند1387 ساعت 7:17 قبل از ظهر | لینک ثابت |

این نیایش برگرفته از نیایش اشو زرتشت در یسنا 28 می باشد و برای اجرای آن کافیست دستهای خود را بلند کرده و به پیروی از اشو زرتشت بخوانیم:

 با دستهای بر افراشته بسوی تو ای مزدا و با فروتنی کامل پیش از همه چیز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را بمن عطا فرمایی تا بهمراهی درستی کردار و ضمیر پاک بتوانم خوشبختی روان آفرینش را فراهم سازم.ای اهورامزدا بشود که با اندیشه نیک به تو نزدیک شده و با پیروی از قانون اشا به ارزشهای مادی و معنوی خود پی ببرم تا بدین وسیله دین داران را بسرای روشنی و خرمی و زندگی نیک هر دو جهان رهبری کنم . من این سرودهای ستایش خود را آنسان که پیش از این کسی نسروده نثارت می کنم ای اهورا ای روان راستی و ای نیک اندیش واقعی از تو در خواست می کنم تا در جهان نیروی فنا ناپذیر معنوی تجلی نماید .اینک تو را با ستایش خود فرا می خوانم بسویم شتاب و مرا از خوشبختی و کامیابی  واقعی بر خوردار ساز. هنگامیکه با منش پاک تو را با سرودهای ستایش فرا می خوانم آگاهم که مرا برای رهبری روان مردم جهان گماشته ای و از پاداشی که تو ای اهورا مزدا برای کردار نیک می بخشی خبر دارم و آماده ام تا زمانیکه مرا تاب و تواناییست بمردم بیاموزم که بسوی راستی راه پویند. ای مزدا بسوی من آی و مرا از بخشش منش پاک و راستی برخوردار ساز تا بوسیله آموزش آیین مقدست گمراهان و بدکاران را براه راست رهبری کرده و بر دشمنی بد خواهان چیره گردمای اهورا مزدا مبادا هرگز کار ناشایستی از من سر زند که مورد خشم تو قرار گیرم . ای راستی و ای اصل پاک منشی پیوسته می کوشم تا تو را بستایم ای کسی که آرزوهای ما را بر می آوری تو را از ته دل درود می گویم چه می دانم نمازیکه از روی ایمان و اعتقاد کامل انجام شود بدرگاهت پذیرفته خواهد شد .ای کسی که امید بهشت ما بسوی تست

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 30 اسفند1387 ساعت 6:32 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

امشب چه شبی روشن و زیبا و مصفاست

 

احسنت، به این جشن دل انگیز که برپاست

 

گویی که بهار آمده و غنچه دمیده است

 

کز قلب همه پیر و جوان ولوله برخاست

 

عشق است و سرور است و گل و روشنی و نور

 

اسباب نشاط دل و جان هر دو مهیاست

 

گویا که گلی پای نهاده ست به گیتی

 

کز فرّ و شرف، آبروی جمله ی گلهاست

 

میلاد تو ای چشمه ی خورشید، مبارک

 

امیّدی و جایت به درون همه دلهاست

 

با رقص و طرب گویمت، این جشن مبارک

 

برخیز، که مجلس، ز تو زیبا و دلاراست

 

تولدم مبارک

 

  

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در چهارشنبه 2 بهمن1387 ساعت 8:48 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بهـمن ماه

دوم بهمن/ بهمن روز   جشن «بهمنگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «بهمن» (در اوستایی «وُهومَـنَه»، در پهلوی «وَهْـمَـن») به معنای «اندیشه نیك» و بعدها یكی از اَمْشاسْپَندان. در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته می‌شده است كه نام «دانگو/ دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراكی آن است.

پنجم بهمن/ سپندارمذ روز   پنج روز پیش از جشن سده و جشنی به نام «نوسره».

دهم بهمن/ آبان روز   شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَـدَه/ سده‌سوزی» در چهلمین روزِ پس از «یلدا» (زایش خورشید). متون كهن جشن سده را در آبان‌روز از بهمن‌ماه و در «چلّه» زمستان دانسته‌اند كه برابر با دهم بهمن‌ماه می‌شود. جشن سده در نواحی گوناگون با نام‌های مختلفی شناخته می‌شود: در خراسان «سَـرِه»، در حوالی اراك «جشن چوپانان»، در خمین «كُـردِه»، در دلیجان «هَله‌هَله» و در بدخشان تاجیكستان به نام «خِـرپَـچار» دانسته شده است. بتازگی زرتشتیان نیز كوشش می‌كنند تا این جشن را برگزار كنند. در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب‌ها می‌دانند كه سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش «كوسه‌ناقالدی» كه دو نفر در كوچه‌ها به نوازندگی و سرودخوانی می‌پردازند. یكی از این دو نفر نقش «كوسه» و دیگری نقش «تَـكِـه/ تگه» (بُـز نر) را به عهده می‌گیرد. «كوسه» با پوشیدن جامه‌های خنده‌آور، دست و صورت خود را سیاه كرده و «تكه» پوست بزی با دو شاخ بر سر كشیده و دست و صورت خود را سپید می‌كند. گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ كوسه به نمایش می‌پردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تكم» برگزار می‌شود. این نمایش شباهت فراوانی با «كوسه‌سواری» (← یكم اسفند) و نیز «حاجی‌فیروز» نوروزی دارد و بی‌تردید با آیین‌های «باران‌خواهی» در پیوند است. پیوند دادن جشن سده به هوشنگ‌شاه، اشتباهی متداول و ناشی از دخل‌و‌تصرف در شاهنامه فردوسی بوده است. مهمترین دلیل پیدایش این جشن، انجام آیین‌هایی نمادین برای كاستن از شدت سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است.

 

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در چهارشنبه 2 بهمن1387 ساعت 6:57 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

مهررخشا نکوترين چهر است

شب يلدا تولد مهر است

لفظ يلدا اگرچه سريانيست

شب مهرآفرين ايرانيست

شب مشکين فام (يلدا) هزاران گويه و واگويه دارد! يکي از آن هزاران را گفتن هم غنيمتي ست در اين روزگارِ خودفراموشي و ديگردوستي!

شب چله.. شبِ بازار داغ قصه گويي و شاهنامه خواني و فال حافظ.. شبي که به بلنداي زلف معشوقه است.. شبي که براي دلسوختگان يک قرن ميگذرد.. شبي که ميتوان يک ديوان غزل با بيت هاي سوخته گفت!.. شب زنده داري ها و يادواره هايي که ما را به گذشته و نياکانمان پيوند مي دهند.

امشب اهريمن تمام نيروي خود را به کار مي برد تا توانش را به رخ همگان بکشد ؛ امشب اهريمن همه ي کوشش خود را براي به تيرگي و پليدي کشاندن سرزمينمان به کار مي برد...اما سرانجام شب و تاريکي به پايان مي رسد ؛ روشني بر تيرگي و مهر بر اهريمن چيره مي شود و "خرم روز" (نخستين روز ديماه) برآمدن دوباره ي خورشيد و روشنايي را بر همگان مژده مي دهد؛ مژده براي روزهايي بلندتر و روشنتر. امشب ، شبِ آغاز آفرينش است ؛ سرور زايش ميتراي آرياييست ؛ او که ريشه در تاريخ جهان دارد...صخره اي آبستن مي شود و ميترا از دل آن صخره زاده مي شود؛ با خورشيد پيمان مي بندد و از طوفاني که جهان را به نابودي مي کشاند، جلوگيري مي کند و به جانوران و گياهان، زندگي نوين مي بخشد...امشب ميترا با پوشش سرخ خود از راه مي رسد و اهريمن سياهي را نابود مي کند.

از جشن هاي شبانه ي ايرانيان تنها جشني که به گونه اي سراسري برجاي مانده، جشن شب چله است. ديگر جشن هاي شبانه کم و بيش از ميان رفته اند. جشن شب چله از آيين ميتراييسم نياکانمان برجاي مانده؛ آيين ستايش مهر، ستايش نور. آييني که پس از راهيابي به اروپا، در سنت ترسايي، شب تولد عيسي شد؛ بابا نوئل شد و به ميان مردم رفت؛ ستاره شد و بر تارک  درخت کاج نشست.. باري؛ هزاران سال است که يلدا مهمان خانه هاي ماست. امشب ايرانيان در کنار يکديگر و در کنار آتش مقدس، پيروزي نيکي بر بدي، داد بر ستم و روشني بر تيرگي را به شادي مي نشينند.

 

                                      یلدا مبارک

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 29 آذر1387 ساعت 11:30 قبل از ظهر | لینک ثابت |

آذر ماه

یكم آذر/ اورمزد روز   روز برگزاری «آذر جشن»، یكی دیگر از جشن‌های در پیوند با آتش به مناسبت فرا رسیدن ماه آذر و برافروختن نخستین شعله زمستانی.

نهم آذر/ آذر روز   جش «آذرگان»، جشن آتش دیگری در گرامیداشت «آذر/ آتر» و ایزد منسوب به آن.

سی‌ام آذر/ انارام روز   جشن «شب چله» یا «یلدا»، انقلاب زمستانی و جشن زایش خورشید. ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراكی‌های گوناگون تا بامداد به انتظار دیدار نخستین پرتوهای خورشید بیدار می‌نشسته‌اند. بیرونی در «آثار‌الباقیه» از آن با نام «میلاد اكبر» نام برده و منظور از آنرا «میلاد خورشید» دانسته است. تقویم میلادی نیز با اندك تغییراتی ادامه همین میلاد است كه بعدها آنرا به میلاد مسیح نسبت داده‌اند.

همچنین هنگام جشن پایان پاییز و نیز نیمه سال و گاهنباری به نام «میدْیارِم» در اوستایی «مَـئیذ‌یائیرْیـه» به معنای «میانه سال» و منظور سال گاهنباری است با مبدأ آغاز تابستان.

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 8 آذر1387 ساعت 7:16 قبل از ظهر | لینک ثابت |

آبـان ماه

دهم آبان/ آبان روز   روز جشن بزرگ «آبانگان» در گرامیداشت ستاره روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه/ آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اَرِدْوی/ آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزد بانوی بزرگ «آب‌»ها در ایران.

دوازدهم آبان/ ماه روز   برابر با سیزدهم تـیرمـاه تقـویم طبری و روز جشـن تـیرگان در مازندران كه «تیرماهِ سیزه شو» نامیده می‌شود.

پانزدهم آبان/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل پاییز و زمان گاهَنباری بنام «اَیـاثْـرِم» در اوستایی «اَیـاثْـرِمَـه» به معنای «آغاز سرما». 

بیست و هفتم آبان/ آسمان روز   برابر سیزدهم تـیرماه دَیـلمی و روز جـشن تیرگان در گیـلان كـه به نام «تـیرجـشن» و «گالشی جشن» شناخته می‌شود.

http://www.ghiasabadi.com/zamaneJashnha.html

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 17 آبان1387 ساعت 12:42 بعد از ظهر | لینک ثابت |

مـهـر ماه

فصل پاییز با نام‌های «پادیز/ پاذیز»، «خزان» و «تیرماه/ تیرَه‌ماه» نیز شناخته شده است. نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله در شاهنامه فردوسی به همه فصل پاییز اطلاق شده است و امروزه نیز در تاجیكستان و شمال افغانستان تداول دارد.

یكم مهر/ اورمزد روز   روز جشن بزرگ «میثْـرَكَـنَـه/ میتراكانا/ مهرگان»، بزرگترین جشن هخامنشی در ستایش و گرامیداشت «میترا» در نخستین روز ماه «باگایادی/ بَـغَـیادی» (یاد خدا) و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی.

امروزه نیز سنت كهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام « سال وِرز»، در تقویم محلی كردانِ مُـكری مهاباد و طایفه‌های كردان شكری  باقی مانده است. در تقویم محلی پامیر (به ویژه دو ناحیه «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز (تیرماه) با نام «نوروزِ تیرَه ما» یاد می‌كنند. آغاز پاییز به عنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان كشاورزان رایج است. همچنین بیرونی از این روز با عنوان «نیم‌سرده» (نیمه سال) نام‌ برده است.

هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده كه بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. در ادبیات كهن فارسی نیز همواره جشن مهرگان با نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.

سیزدهم مهر/ تیر روز   یكی دیگر از جشن‌های تیرگان، در گرامیداشت ستاره باران‌آورِ «تیشتَر/ شباهنگ/ شِعرای‌ یمانی» و در خوارزم باستان به نام «چیری روچ/ تیر روز» ( سیزدهم فروردین و سیزدهم تیر).

ادامه و نشانه‌هایی از این جشن كهن همچنان در آیین قالیشویان اردهال در غرب كاشان دیده می‌شود (امروزه در دومین آدینه مهرماه). مراسم قالیشویان اردهال بازمانده‌ای از جشن تیرگان و دعا و آرزو برای بارش باران، و همانند بسیاری از جشن‌های ایرانی با یك بازار همگانی و بزرگ توأمان است. نیایشگاه اردهال می‌بایست یكی از معابد «تیشتَـر» در ایران باستان بوده باشد و در بسیاری از باورهای ایرانی بین دعای باران و تابوت یا شستشوی مردگان، پیوندهایی وجود دارد.

شانزدهم مهر/ مهر روز   جشن «مهرگان»، جشنی بزرگ در ستایش ایزد «میثرَه/ میترا» (و بعدها «مهر»). در اصل در نخستین روز مهر ( یكم مهر) و بعدها در شانزدهمین روز این ماه.

همچنین روز برگزاری جشن هخامنشی «مَغوژتی/ مَگوفونیا»، روز نجات ایران از غلبه مُـغان.

بیست و یكم مهر/ رام روز   جشن «رام‌روزی» (در خوارزم باستان «رام روچ»)؛ و نیز روز غلبه كاوه و فریدون بر ضحاك.

http://www.ghiasabadi.com/zamaneJashnha.html

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در دوشنبه 1 مهر1387 ساعت 12:11 بعد از ظهر | لینک ثابت |
با تشکر از برادر عزیزم نیما فرید مجتهدی و دوست و همراه ایشان امین حسن پور که بانی این جشن هستند و هر سال این جشن بهتر  از سال قبل برگزار می شود .


1582

نؤروزˇبل، مراسم آغاز سال نو دیلمی (گیلان باستان) روز پنج‌شنبه هجدهم مرداد ماه (دیروز) برابر با نوروز ما اول، در روستای ملکوت و با هم‌کاری ماه‌نامه‌ی گیله‌وا و سازمان میراث فرهنگی و گردش‌گری استان گیلان برگزار شد. در سومین سال بازبرگزاری این مراسم باستانی، جمعیت بیش‌تری نسبت به دو سال پیش‌تر گرد هم آمده بودند تا با موسیقی و برافروختن آتش به استقبال سال 1582 دیلمی بروند. اجرای موسیقی و مجری‌گری برنامه به عهده‌ی صفرعلی رمضانی بود که البته از هنرمندی هنرمندان دیگر نیز استفاده شد.


از نکات مثبت این مراسم حجم بسیار کم سخنرانی‌ها بود و البته از نکات منفی آن، حجم بالای موسیقی که در بخشی از مراسم تبدیل به پس‌زمینه‌ی مراسم شده بود و مردم را دچار خستگی کرد.
متن زیر توسط محبوبه پیوست، به نمایندگی از جمعی از جوانان گیلک‌زبان در نوروزبل امسال خوانده شد:



سنت و فرهنگ

سو سالˇ پیش بو، وختی ای محلّ ˇ آدمؤن، چارته جوؤنˇ پیشنهادˇ همره، هئره که الؤن امه ایسأیم جومأ بؤن و «تش» دچئن و اونˇ وله دؤرأ گودن و ای همه سالˇ پسی، هنده نؤروزبله جشن بئیتن.
او روزأ جی سو سال گوذرنه. امروز، نه فقط ملکوتˇ آدمؤن، که خیلی شهرؤن و دهاتؤنˇ آدمؤن بمأن ائره و جومأ بؤن. همّه گیلک‌زبؤن.
امّا، چره ائره ایسأیم؟ ائره چی کأ دریم؟ چی واسی جومأ بؤیم؟ منّسیم هی تشه، امی محل دچینیم؟ حتمن خاسّیم ای همه را بأیم، ای همه آدم جومأ بیم، ساز و ناقاره همره آتش روشنأ کونیم؟ که چی ببون؟!

شاید خیلی‌ئنˇ دلیل ای ببون که خأنن خوشؤنˇ گوذشتهٰ‌ئنه یاد بأرن. مخصوصن اوشؤنی که خودشؤن یک زمت یئلاق‌نشین بؤن و الؤن سالؤنˇ ساله که ده شهرنشین ببؤن. یا شاید خیلی‌ئن او دورˇ زمتˇ تاسیؤنه دأنن. او زمت که نه ماشین نأ بو و نه امکانات. نه برق نأ بو و نه آبˇ لوله‌کشی. هو زمت که گالشؤن حله موبایل نداشتن و نیسان‌وانتˇ همره یئلاق-قشلاق نئودن.
یا شایدأ نی بعضی‌ئن کنجکاوی واسی بمأ بون. که بئینن ائره چی خبره!
امّا، مو به نمایندگی از امی جمع، یعنی امه جوانؤن، گیلک جوانؤن، که امه مئن هم گیله‌مرد دره، هم کلأیی و هم گالش. هم شهری دره و هم دهاتی. هم لاکو دره و هم ریکه، به نمایندگی از امی جمع، خأم بگوم که ائره بمأیم تا خودمؤنˇ پامالهٰ سفتأ کونیم. خودمؤنˇ ریشهٰ بیاجیم. امی هویته. امی فرهنگه.
امه جوؤنیم. ماشین و اینترنت و الکتریسیتهٰ نی هیچ بد ندأنیم. اعتقاد دأنیم که امی نامهربؤنی و امی فراموش‌خاطری‌ام هیچ ربطی به دوره زمؤنه ندأنه و هرچی ایسسه، خودمؤنˇ کوله. هچی موبایل و آپارتمان و اسفالته باربه‌کول نکؤنیم!
هینˇ واسیه که نه قدیمˇ تاسیؤنه دأنیم و نه خأنیم هنده هزار سال پیشˇ موسؤن زندگی بکونیم. امه، سنّتˇ همره هیچ کاری ندأنیم. نگونیم سنّت بد، یا سنّت خوب. امّا گونیم: امه، نه سنّت، که فرهنگˇ دومبال دریم. خودمؤنˇ فرهنگ. خودمؤنˇ هویت.

سنت اونی‌یه که خاطرهٰ مؤنه. اونی‌یه که خؤجیره و وختی اونه نیگا دری، تی خاطرات تی یاد هنه. سنت اونه که اونˇ نئنی طاقچه سر یا تی اوتاقˇ دیمه یا شیشه پوشت. که هر زمت تی روزمرگی زندگی جی وأکتی، اونه نیگا بکونی و جؤنأ گیری. سنت، ثابته. عوضأ نبنه. سفالی گولهٰ مؤنه. اگه بخأی اونه عوضأ کونی، شکئنه و بازون تو بنی: سنت‌شکن!

امّا فرهنگ؛ اونی ایسه که تأ برده دره خو همره. فرهنگ، سنتˇ جی اؤ خؤنه، اما سنت نمؤنه. دایم رنگ عوضأ کأدره. نه که پلت ولگ ببون. نه! روخؤنه اؤه مؤنه. جیر و جؤر دأنه. توند و سوس دأنه. سرد و گرم دأنه. پیچ دأنه، دپیچ دأنه. دایم تازه بؤ دره. فرهنگ ای نیه که تو چی ایسسی و چوتؤری. فرهنگ اینه که تو چی بؤ دری و چوتؤ بؤ دری.
هینˇ واسه که فرهنگه نشأنه نأن درجیکˇ پوشت یا طاقچه سر. کی تؤنه روخؤنه اؤه بنی اوتاقˇ دیمه؟ اگه بنی، دخوشنه. وای اگه فرهنگ دخوشی. وای اگه امی فرهنگ، امی زبان، شیشه پوشت و اوتاقˇ دیمه و کتابˇ لا دخوشی.
بخشنین اگه زیاد گب بزئم. پر گو، پر درده!
شمه نؤ سال، شمه 1582 دیلمی سال، شمه نؤروز ما و نؤروزبل موارک ببون.
------------------------------
عکس‌ها از نیما فرید مجتهدی.


 

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در شنبه 19 مرداد1387 ساعت 6:29 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

26 تیرماه زاد روز وبلاگ دختر باران مبارک

        

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 10:12 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

 

به جستجوی تو

بردرگاه کوه می گریم

در استانه دریا و علف

به جستجوی تو

در معبر بادها می گریم

در چارچوب شکسته پنجره ای

قابی کهنه می گیرم

که آسمان ابر آلوده را

به انتظار تصویر تو

این دفتر خالی

تا چند

تا چند

ورق خواهد خورد؟

جریان باد را پذیرفتن

و عشق را

که خواهر مرگ است

و جاودانگی

رازش را

با تو در میان نهاد

پس به هیات گنجی در آمدی:

بایسته و آزانگیز

گنجی از آن دست

که تملک خاک راو دیاران را

از این سان

دلپذیر کرده است

نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می گذرد

متبرک باد نام تو

و ما همچنان

دوره می کنیم

شب را و روز را

هنوز را....

ا.بامداد

 

روز پدر مبارک

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 9:46 بعد از ظهر | لینک ثابت |

مـرداد ماه

نام این ماه در اصل «اَمِـرِتات» و بعدها «اَمُـرداد»، اما بیش از هزار سال است كه در ادبیات فارسی (و از جمله در شاهنامه فردوسی) بگونه «مُـرداد» بكار رفته و شناخته شده است و كاربرد آن به همین گونه اشتباه نمی‌باشد. اصرار در نگارش آن به گونه «اَمرداد» لازم بنظر نمی‌رسد؛ چرا كه در اینصورت می‌بایست در نگارش بسیاری دیگر از نام‌های متداول در زبان فارسی مانند بهمن و اسفند نیز تجدیدنظر كرد و این شیوه موجب گسستگی تاریخی زبان فارسی می‌شود.

دوم مرداد/ بهمن روز   نخستین روز از فـروردیـن‌ماه («فـردینه‌ماه») و آغاز سال نو در تقویم طبری.

هفتم مرداد/ مرداد روز   جشن «مردادگان» جشنی در ستایش و گرامیداشت «مُرداد» (در اوستایی «اَمِـرِتات»، در پهلوی «اَمُـرداد») به معنای بی‌مرگی و جاودانگی و بعدها نام یكی از اَمْشاسْپَندان. همچنین مرداد در باورهای ایرانی نگاهبان گیاهان و رستنی‌ها بشمار می‌رود.

دهم مرداد/ آبان روز   جشن «چلّه تابستان» كه امروزه از جمله در روستاهای جنوب خراسان برگزار می‌شود.

پانزدهم مرداد/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل تابستان و زمان گاهَنباری بنام «میدیوشِـم» در اوستایی «مَـئیذیوئی‌شِـمَـه» به معنای «میانه تابستان».

هفدهم مرداد/ سروش روز   نخستین روز از «نوروزماه» گیلانی و آغاز سال نو در تقویم دَیلمی.

هجدهم مرداد/ رشن روز   جشن «مـی خواره» جشن آشامیدنِ نوشیدنی‌های گوناگون در سُـغد باستان. در تقویم سغدی برابر است با هجدهمین روز ماه پنجم یا («اشناخندا/ اشتاخندا»).

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 9:32 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

روز مرد بر تمام مردان و پسران این مرز پر گهر مبارک باد

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 9:29 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

 

 

اين جشن در دهم تير ماه واقع شده و يكي از جشنهاي بزرگ ايران باستان استن . ( نقل قول مستقيم از كتاب برگزاري جشنهاي ايران باستان ) . « جشن تيرگان يكي از جشنهاي بزرگ ايران باستان است كه فلسفه‌هايي دارد و داستان‌هايي به مناسبت آن گفته شده است . تا چندين سال پيش اين جشن در روز تير ايزد و تير ماه برابر با روز دهم تير از تقويم رسمي برگزار مي‌شد ولي امروز از آن اثري نيست . روز پيش از جشن محوطه خانه از درون و برون آب و جارو و گردگيري مي‌شد و صبح روز جشن همه آب تني نموده لباس نو مي‌پوشيدند و مخصوصا چيزي كه اَويژگي به اين جشن داشت تار نازكي بود از ابريشم هفت رنگ و سيم نازك و ظريفي كه بهم تابيده بودند و به نام تيرو باد معروف بود . اين تار را زرتشتيان در بامداد روز تير ، به مچ دست مي‌بستند و در روز باد ده روز بعد از دست باز كرده به باد مي‌دادند . اوستايي كه در اين جشن خوانده مي‌شد عبارت بود از خورشيد نيايش  و مهرنيايش با اين تفاوت كه وقتي در خورشيد نيايش به جمله «تشتريم ستارم ريونتم خره‌ننگهنتم يزميده » مي‌رسيدند اين جمله را به دفعات زياد مثلا صد بار يا دويست بار يا بيشتر تكرار مي‌كردند و سپس خورشيد نيايش را تا پايان مي‌خواندند . در اين روز جوانان زرتشتي با شور و شادي دنبال هم مي‌دويدند و به هم آب مي‌پاشيدند و صداي قهقهه آنها در كوچه‌ها و محله‌ها مي‌پيچيد . در حقيقت مي‌شود گفت كه اين روز جشن آب ريزان هم بوده

 

تـیـر ماه

یكم تـیر/ اورمزد روز   جشن آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدن خورشیدن به بالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری (  جشن میانه بهار). برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب‌پاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار می‌شود.

ششم تیر/ خرداد روز   روز برگزاری جشنی به نام «نیلوفر» كه امروزه بسیار ناشناخته مانده است. شاید به مناسبت شكوفا شدن گل‌های نیلوفر در اوایل تابستان باشد.

سیزدهم تیر/ تیر روز   روز جشن «تیرگان»، از بزرگترین جشن‌های ایران‌باستان در ستایش و گرا‌می‌داشت «تیشتَـر/ تیر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی)، ستاره باران‌آور در باورهای مردمی، و درخشان‌ترین ستاره آسمان كه در نیمه دوم سال و همزمان با افزایش بارندگی‌ها در آسمان سرِ شبی دیده می‌شود.

این جشن در كنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی و آرزوی بارش باران در سالِ پیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی كه با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان/ آب‌پاشان/ سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیوا‌تیر» منسوب شده است. بیرونی و همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» ناپدید شدن یكی از جاودانان ایرانی یعنی كیخسرو را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای، دانسته‌اند.

جشن تیرگان بجز این در سیزدهم فروردین‌ ( سیزده‌بدر) و سیزدهم مهر نیز برگزار می‌شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی را برگزار می‌كنند كه برگرفته و ادامه جشن تیرگان است.

پانزدهم تیر/ دی به مهر روز   جشن خام‌خواری یا به روایت بیرونی «عمس (غفس؟)‌ خواره» در سُـغد باستان و دوری گزیدن از خوراك حیوانی و پختنی‌ها. در تقویم سغدی برابر با پانزدهمین روزِ ماه «بساكنج».

http://www.ghiasabadi.com/zamaneJashnha.html

 

 

 

 

نوشته شده توسط فرشیده مجتهدی در جمعه 31 خرداد1387 ساعت 8:39 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar