
۲۶ تیرماه زاد روز وبلاگ دختر باران مبارک

برای دختر باران که در بارشی کوتاه و مختصر هر بار تمام خاکها را تجربه کرد
این گونه فر که باشد
شیده که چون تو هستی
همچون نیاز بودن
سرشار راز هستی
بر این کویر بی آب
باریدن ار توانی
شاید دوباره بینی
اسرار جاودانی
بگذار تا ببلعد
این پیکر کویرم
احساس بودنت را
ای حرف بی زبانی
چون کودکی باران
رازی نهفته داری
تو دخت باران باش
من آن کویر خالی
http://mohsen-alizadeh.persianblog.ir/post/8

غریب است دوست داشتن.
وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ....
ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛
به بازیش میگیریم.
هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر،
هر چه او دل نازکتر ، ما بی رحم تر .
تقصیر از ما نیست ؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه،
اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند.

رنج
من نمی دانم،
و همین درد مرا سخت می آزارد؛
که چرا انسان،
این دانا،
این پیغمبر،
در تکاپوهایش،
چیزی از معجزه آن سوتر،
ره نبردست به اعجاز محبت،
چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد که هنوز
مهربانی را نشناخته است؟
و نمی داند در یک لبخند،
چه شگفتی هایی پنهان است..
من بر آنم که در این دنیا،
خوب بودن، به خدا،
سهل ترین کار است..
و نمی دانم
که چرا انسان،
تا این حد،
با خوبی بیگانه است..
و همین درد مرا سخت می آزارد....
"فریدون مشیری"