
در اين هستي بي کران ما همچون نقاشانيم. قلم به دست ، هر يک در تلاشيم رويايمان را در تابلو زندگي هامان نقاشي کنيم. در ميان انبوه بوم هاي پر زرق برق از رنگ هاي رنگارگ امّا ، هستند بوم هايي که بي آلايش اند و در عين سادگي و يک رنگي ، زيبايند و بديع همچون آسمان.
به اميد آنکه زندگي ات هر سال نکوتر باشد از پارسال و تابلوي زندگيت دور از رنگهاي سياه ذهن هاي بي اميد.
زيباترين آرزوهايم براي تو ، تا در بهار نو ، با طراوت انديشه بهترين رنگها را در هم آميزي و طرحي نو در اندازي.
نو بهاران بر تو خجسته باد
دوستدار شما
دختر باران

سبزه های دلپاک،
دشت را می خوانند
و بهار ...، با سر انگشت به در می کوبد . !
سفره ای باید چید،
از گل و سیب و سرود،
از صفا و لبخند،
از پر چلچله ها ...،
سفره ای باید چید ...
سفره ای باید چید،
که در آن،
عطر صداقت جاریست،
باور معجزه ها بازی نیست.
باید از کوچه تردید گذشت.
سفره ای باید چید ...
هم صدا با دل من،
همه فاخته ها می خوانند :
خانه ات آبادان،
سینه ات نور افشان،
و خرامیدن نوروز مبارک بادت.


این نیایش برگرفته از نیایش اشو زرتشت در یسنا 28 می باشد و برای اجرای آن کافیست دستهای خود را بلند کرده و به پیروی از اشو زرتشت بخوانیم:
با دستهای بر افراشته بسوی تو ای مزدا و با فروتنی کامل پیش از همه چیز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را بمن عطا فرمایی تا بهمراهی درستی کردار و ضمیر پاک بتوانم خوشبختی روان آفرینش را فراهم سازم.ای اهورامزدا بشود که با اندیشه نیک به تو نزدیک شده و با پیروی از قانون اشا به ارزشهای مادی و معنوی خود پی ببرم تا بدین وسیله دین داران را بسرای روشنی و خرمی و زندگی نیک هر دو جهان رهبری کنم . من این سرودهای ستایش خود را آنسان که پیش از این کسی نسروده نثارت می کنم ای اهورا ای روان راستی و ای نیک اندیش واقعی از تو در خواست می کنم تا در جهان نیروی فنا ناپذیر معنوی تجلی نماید .اینک تو را با ستایش خود فرا می خوانم بسویم شتاب و مرا از خوشبختی و کامیابی واقعی بر خوردار ساز. هنگامیکه با منش پاک تو را با سرودهای ستایش فرا می خوانم آگاهم که مرا برای رهبری روان مردم جهان گماشته ای و از پاداشی که تو ای اهورا مزدا برای کردار نیک می بخشی خبر دارم و آماده ام تا زمانیکه مرا تاب و تواناییست بمردم بیاموزم که بسوی راستی راه پویند. ای مزدا بسوی من آی و مرا از بخشش منش پاک و راستی برخوردار ساز تا بوسیله آموزش آیین مقدست گمراهان و بدکاران را براه راست رهبری کرده و بر دشمنی بد خواهان چیره گردمای اهورا مزدا مبادا هرگز کار ناشایستی از من سر زند که مورد خشم تو قرار گیرم . ای راستی و ای اصل پاک منشی پیوسته می کوشم تا تو را بستایم ای کسی که آرزوهای ما را بر می آوری تو را از ته دل درود می گویم چه می دانم نمازیکه از روی ایمان و اعتقاد کامل انجام شود بدرگاهت پذیرفته خواهد شد .ای کسی که امید بهشت ما بسوی تست

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بیکسی ها می کنم هرشب
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
محمد علی بهمنی

تا زمانی که زندگی معنا پیدا کند
تا زمانی که رویاها تحقق یابند،
تا زمانی که آرزوها به بار نشینند،
تا زمانی که خواسته ها کامل شود،
ای قلب من، صبور باش!
ای روح من، تحمل داشته باش!
ولی هیچ گاه هیچ وقت، هرگز تسلیم نشو!
تا زمانی که شب به صبح برسد
تا زمانی که موفقیت با شکست وداع کند،
تا زمانی که آسمان ابری، خورشیدش را دوباره پیدا کند،
تا زمانی که بصیرت امیدش را باز یابد،
ای قلب من صبر را بیاموز!
ای روح من، آرام بودن را بیاموز!
ولی هیچ گاه، هیچ وقت، هرگز تسلیم نشو!
از آنجا که تاریک ترین شب روشن ترین فجر را به دنبال دارد،
از آنجا که زمستان سفر بهار را سرعت می بخشد،
ای قلب من آگاه باش،
ای روح من آرام باش!
موفقیت تنها فریادی از دوردست است....
ولی هیچ گاه، هیچ وقت، هرگز تسلیم نشو
